حسن عباسی بیان کرد که جنگ 12 روزه، در واقع بخشی از یک کودتای تدریجی توسط اسرائیل و آمریکا برای احیای جریان اصلاحطلبان بوده است. ایشان تاکید کرد که هدف نهایی این حرکات در طول ۲۲ سال گذشته، براندازی نظام، حذف فیزیکی و سیاسی رهبری و در نهایت نابودی جمهوری اسلامی ایران بوده است که با خیانتهایی نظیر مذاکرات سعدآباد و برجام همراه شد.
ریشهشناسی کودتای تدریجی و نقش آمریکا و اسرائیل
حسن عباسی بیان کرد که نباید ابعاد خباثت دشمن را تنها به حوادث ظاهری محدود کرد. به گفته ایشان، حرکت اصلاحطلبا در مسیر فروختن مملکت و پیشبرد پروژههایی همچون مذاکرات از سال ۷۸ تاکنون، یک برنامه جدی برای براندازی نظام و حذف شخص رهبری بوده است.
ایشان گفت این یک کودتای تدریجی است که در هر مرحله ابعاد جدیدی به خود میگیرد؛ یک بار با فتنه کوی دانشگاه، بار دیگر با حوادث ۸۸ و اکنون با تلاش برای زدن سرداران سرافراز اسلام و ایجاد فشار بر عمود خیمه نظام. ایشان همچنین به اعترافات صریح در خصوص حذف آقا و براندازی از زبان چهرههایی مانند ظریف اشاره کرد.
هدف استراتژیک اصلاحات: حذف رهبری و استحاله نظام
در ادامه تحلیل این تحولات، حسن عباسی بیان کرد که تقابل رهبری با جریان اصلاحات در سال ۷۸، واکنشی مستقیم به تلاش این جریان برای حذف رهبری بود. ایشان گفت وقتی جریانی بقای اساسی نظام را تهدید میکند، طبق قواعد رئالیستی، نظام نیز برای حفظ بقای خود با آنها مقابله خواهد کرد.
ایشان گفت جریان اصلاحات و افرادی همچون حسن روحانی (بر اساس مندرجات مجله راهبرد در سال ۱۳۸۵)، به دنبال نابودی انقلاب بودهاند. حسن عباسی بیان کرد که این طیف نه تنها از شهادت دانشمندان هستهای و سرداران ناراحت نیستند، بلکه در محافل خصوصی خود بابت تنفس مصنوعی آمریکا و اسرائیل به آنها و حذف مخالفانشان جشن میگیرند تا مسیر استحاله ایران و تقدیم کشور به ایالات متحده و رژیم صهیونیستی هموارتر شود.
تغییر رویکرد از پیشرفت به سمت تقابل اساسی
حسن عباسی بیان کرد که در فاصله سالهای ۷۶ تا ۷۸، زمینههای واقعی برای پیشرفت کشور فراهم بود، اما جریان اصلاحات با خروج از قواعد بازی، مستقیماً هسته سخت نظام و مبانی اساسی را هدف قرار داد. ایشان گفت از آن زمان به بعد، هدف آنها از مذاکرات و تعاملات بینالمللی، چیزی جز تضعیف اقتدار ملی و حذف ارکان قدرت جمهوری اسلامی نبوده است.





دیدگاهتان را بنویسید