جهاد تبیین یک فریضه قطعی و فوری است.             (مقام معظم رهبری)

جهاد تبیین یک فریضه قطعی و فوری است.         
    (مقام معظم رهبری)

افشای طرح شش مرحله‌ای اسرائیل؛ سناریوهای جنگ و مذاکره با ترامپ

دوره آموزشی طرح جهت

افشای طرح شش مرحله‌ای اسرائیل؛ سناریوهای جنگ و مذاکره با ترامپ

آقای خوش‌چشم در تحلیلی جامع، طرح شش مرحله‌ای اسرائیل برای ضربه به ایران را تشریح کردند. ایشان با اشاره به نقش این طرح در اغتشاشات اخیر، به بررسی راهبردهای دونالد ترامپ، از مذاکره تا جنگ نفتکش‌ها، پرداختند و سناریوی نهایی تقابل در تنگه هرمز را به عنوان کارت برنده ایران مطرح نمودند.

طرح شش مرحله‌ای اسرائیل برای تحمیل جنگ

آقای خوش‌چشم بیان کردند که طرح اسرائیل برای تحمیل جنگ به ایران، شش مرحله داشت:

  1. زدن توانمندی هسته‌ای: این مرحله خود شامل سه هدف جزئی‌تر بود.
  2. اضمحلال توان نظامی: این بخش نیز سه هدف عمده را دنبال می‌کرد.
  3. ایجاد اغتشاش: اگر این مرحله با موفقیت پیش می‌رفت، مراحل بعدی فعال می‌شد.
  4. فعال‌سازی گروه‌های تروریستی: وارد کردن گروه‌های تروریستی از خارج و فعال کردن هسته‌های خفته داخلی.
  5. تثبیت خطوط درگیری: این کار با هدف تجزیه پنج استان کشور طراحی شده بود.
  6. زدن زیرساخت‌ها.

ایشان گفتند که دشمن در مرحله سوم (ایجاد اغتشاش) با شکست مواجه شد و نتیجه معکوس گرفت؛ به‌طوری‌که انسجام در میان لایه‌هایی از مردم افزایش یافت. این شکست برای اسرائیل یک ضرر عمده بود، زیرا نه تنها آسیبی نزد، بلکه به انسجام داخلی ما نیز کمک کرد. پس از توقف جنگ، اسرائیلی‌ها به دنبال فرصتی برای جبران این شکست و ایجاد شکاف در کشور بودند و تلاش کردند تا با ایجاد اغتشاش، زمینه را برای بازگشت به فاز نظامی و اجرای مراحل بعدی طرح خود فراهم کنند.

جنگ ترکیبی و بهره‌برداری دشمن از زخم‌های اقتصادی

آقای خوش‌چشم افزودند که برای بازگشت آمریکا و اسرائیل به صحنه نظامی، وقوع اغتشاش ضروری بود. آن‌ها یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار را آغاز کردند که شامل حملات سایبری، خرابکاری، ترور و فشار سیاسی و دیپلماتیک (مانند مکانیسم ماشه) بود. به گفته ایشان، جنگ ترکیبی دشمن مانند مگسی است که بر روی زخم می‌نشیند و آن را عفونی می‌کند. زخم‌های ما در آن مقطع، مسائلی مانند کمبود آب و برق، آلودگی هوا و افزایش قیمت کالاهای اساسی بود که دشمن بر روی آن‌ها برنامه‌ریزی کرده بود.

دستگاه‌های نظامی و امنیتی کشور با پیش‌بینی این وضعیت، برنامه‌ریزی‌هایی داشتند. همچنین با توجه به احتمال شکل‌گیری اعتراضات اقتصادی، عملیات‌های پیش‌دستانه‌ای در خارج از مرزها برای ضربه زدن به گروه‌های تروریستی انجام شد تا در صورت بروز اعتراضات داخلی، توان عملیاتی آن‌ها کاهش یابد.

ایشان تأکید کردند که زمان‌بندی اسرائیلی‌ها برای ایجاد اغتشاش در پاییز بود، زیرا فصل زمستان برای عملیات نظامی گسترده، به‌ویژه برای رژیم صهیونیستی، مناسب نیست. خوشبختانه این اتفاق در پاییز رخ نداد وگرنه می‌توانست هزینه‌های سنگین‌تری برای کشور داشته باشد.

ریشه‌های اقتصادی نارضایتی‌ها

این تحلیلگر مسائل راهبردی ادامه دادند که ریشه اعتراضات به مشکلات اقتصادی و افزایش قیمت‌ها بازمی‌گشت. دستگاه‌های اطلاعاتی در آبان‌ماه به رئیس‌جمهور اطلاع داده بودند که با توجه به نارضایتی‌های موجود و اجرای سه طرح اقتصادی جدید (قیمت جدید بنزین، حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی و تغییر در کالابرگ)، احتمال بروز اعتراضات مردمی بسیار بالاست.

به گفته آقای خوش‌چشم، اگرچه اصل این طرح‌ها مانند حذف ارز ترجیحی برای مقابله با فساد و نزدیک شدن به عدالت، مثبت بود، اما اجرای هم‌زمان و ناگهانی آن‌ها بدون اطلاع‌رسانی و اقناع افکار عمومی، اشتباه بود. ایشان بیان کردند: «وقتی با مردم صحبت نمی‌کنی و آن‌ها را قانع نمی‌کنی، چشم‌اندازشان تیره می‌شود و دچار ترس و وحشت می‌شوند.»

علاوه بر این، اختلاف‌نظر میان بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت بر سر سیاست‌های ارزی و عدم بازگشت ارز حاصل از صادرات توسط شرکت‌های پتروشیمی و فولاد، به تشدید بحران دلار و افزایش فشار بر مردم منجر شد.

تشریح ساختار و عملکرد شبکه‌های اغتشاش

آقای خوش‌چشم در ادامه به تشریح لایه‌ها و ساختار گروه‌های سازمان‌دهی شده در اغتشاشات پرداختند:

  • گروه اول (هسته اصلی): این گروه کوچک (۵ تا ۱۵ نفر) وظیفه هدایت جمعیت، تند کردن شعارها و کشاندن اعتراضات به سمت خشونت و درگیری با مراکز انتظامی را بر عهده داشتند.
  • گروه دوم (عوامل خشن): این افراد که «بزن‌بهادر» نامیده می‌شوند، صرفاً برای ایجاد درگیری و استفاده از سلاح سرد آموزش دیده‌اند.
  • گروه سوم (تروریست‌های پیشرفته): این گروه شامل تروریست‌هایی است که از خارج وارد شده یا در داخل آموزش‌های حرفه‌ای دیده‌اند. بسیاری از این افراد از میان اراذل و اوباش انتخاب شده و در کشورهایی مانند ارمنستان و تایلند آموزش‌های ویژه خرابکاری و ترور دیده‌اند. برخی نیز از طریق شبکه‌های اجتماعی و به صورت مجازی آموزش می‌بینند.

ایشان توضیح دادند که طرح دشمن این بود که اعتراضات مسالمت‌آمیز را به سرعت به اغتشاش و سپس به اقدامات تروریستی و خونریزی بکشانند تا زمینه برای مداخله نظامی فراهم شود.

تحلیل رفتار ترامپ: از مذاکره تا ارعاب

آقای خوش‌چشم با اشاره به الگوی رفتاری دونالد ترامپ، بیان کردند که او برخلاف تصور عمومی، قابل پیش‌بینی است. روش او بر پایه ارعاب و فشار حداکثری برای ترساندن حریف و گرفتن امتیازات بیشتر بنا شده است. ایشان برای تشریح این روش، به رفتار تحقیرآمیز ترامپ با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، اشاره کردند که چگونه او را وادار به واگذاری منابع طبیعی کشورش و عذرخواهی در مقابل دوربین‌ها کرد.

به گفته ایشان، ترامپ با همین الگو به میدان آمده تا ایران را پای میز مذاکره‌ای بکشاند که در آن مجبور به واگذاری توان هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای خود شود. اما جمهوری اسلامی که در اوج جنگ ۱۲ روزه و در مقابل ناتو، آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرد و آن‌ها را وادار به التماس برای آتش‌بس نمود، امروز هرگز چنین خواسته‌هایی را نخواهد پذیرفت.

سناریوی تقابل: مذاکره، جنگ نفتکش‌ها و برگ برنده تنگه هرمز

این تحلیلگر مسائل راهبردی سناریوی پیش رو را این‌گونه پیش‌بینی کردند:

  1. مرحله اول، مذاکره: ترامپ ابتدا برای مذاکره پیش خواهد آمد.
  2. مرحله دوم، جنگ نفتکش‌ها: پس از شکست مذاکرات، به سمت ایجاد درگیری محدود در دریا و هدف قرار دادن نفتکش‌های ایرانی خواهد رفت، مشابه کاری که با ونزوئلا انجام داد. پاسخ ایران در این مرحله، اسکورت نظامی نفتکش‌ها و اقدام متقابل خواهد بود.

آقای خوش‌چشم تأکید کردند که پاشنه آشیل ترامپ، اقتصاد و انرژی است. بنابراین، راهکار نهایی و بازدارنده ایران، استفاده از قدرت خود در تنگه هرمز است. ایشان گفتند: «باید از همین ابتدا به صورت عملی به دشمن نشان دهیم که در صورت دست از پا خطا کردن، دکمه قیامت را فشار می‌دهیم، تنگه هرمز را می‌بندیم و تأسیسات نفتی منطقه را هدف قرار می‌دهیم.» چنین اقدامی اقتصاد جهانی را به هم می‌ریزد و آمریکا را دچار بحران می‌کند و این باعث می‌شود جنگ بسیار کوتاه شود یا اصلاً شروع نشود.

پاشنه آشیل ترامپ: وضعیت نابسامان اقتصاد داخلی آمریکا

ایشان افزودند که ترامپ به دلیل وضعیت شکننده داخلی آمریکا، توانایی ورود به یک جنگ بزرگ را ندارد. تورم بالا در آمریکا به حدی است که در نیویورک، پایتخت سرمایه‌داری، یک نامزد با شعارهای سوسیالیستی مانند اتوبوس رایگان و بقالی دولتی به شهرداری می‌رسد. حتی خود ترامپ نیز در اظهاراتی برخلاف اصول مکتب سرمایه‌داری، به لزوم کاهش مصرف و قناعت مردم اشاره کرده است. این وضعیت باعث شده که حتی طرفداران دوآتشه ترامپ نیز مخالف جنگ باشند.

آقای خوش‌چشم تصریح کردند: «ترامپ هول کرده و به هم ریخته است. او به دنبال نقطه درد شما می‌گردد. آدمی که بخواهد بزند، پارس نمی‌کند؛ غافلگیرانه حمله می‌کند.»

پیش‌بینی آینده: آرامش مقطعی و آمادگی برای جنگ فناورانه

آقای خوش‌چشم با اطمینان بیان کردند که در بدترین حالت، این تنش‌ها تا عید به پایان می‌رسد و ترامپ عقب‌نشینی خواهد کرد. ایشان به سنت‌های الهی اشاره کردند و گفتند: «درست در جایی که دشمن در اوج کبر و غرور قرار می‌گیرد، خداوند با اتفاقی غیرمنتظره او را مشغول خود می‌کند و محاسبات را بر هم می‌زند.»

ایشان در پایان هشدار دادند که جنگ اصلی، سه تا چهار سال دیگر و در پایان دوره احتمالی ترامپ رخ خواهد داد. آن جنگ، یک جنگ فناورانه مبتنی بر هوش مصنوعی، ماهواره‌های نظامی، لیزر، سایبر و جنگ شناختی خواهد بود. کشور باید با یک عزم ملی تمام‌قد، خود را برای آن تقابل آماده کند و در این حوزه جهش علمی داشته باشد، زیرا دشمن نیز در حال پیشرفت و رفع باگ‌های خود است. دشمن از روحیه حسینی و شهادت‌طلبی ملت ایران هراس دارد و همین روحیه، بزرگ‌ترین عامل بازدارنده در برابر تهدیدات است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *