فساد گسترده در نهادهای حکومتی آمریکا، نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و بهرهکشی از سیاستمداران، نشاندهنده سقوط اخلاقی و دوری از ارزشهای الهی است که جامعه را به مرز نابودی کشانده است.
فروپاشی نهادهای عدالتمحور و حاکمیتی
وضعیت امروز آمریکا بهگونهای است که معتبرترین نهادهای امنیتی و قضایی دچار انحراف شدهاند. فساد در FBI، دیوان عالی و وزارت دادگستری نفوذ کرده و رسانههای خبری نیز به بخشی از این چرخه تبدیل شدهاند.
۱. لابیگری؛ یا همان رشوه قانونی
یکی از بزرگترین انتقادات به سیستم آمریکا، مسئله لابیگری (Lobbying) است. در بسیاری از کشورها، پرداخت پول به سیاستمداران برای تغییر قوانین به نفع یک شرکت یا گروه خاص، «رشوه» نامیده میشود و جرم است. اما در آمریکا، این کار تحت عنوان لابیگری کاملاً قانونی است.
-
نفوذ شرکتهای بزرگ: شرکتهای داروسازی، اسلحهسازی و غولهای نفتی سالانه میلیاردها دلار خرج میکنند تا نمایندگان کنگره قوانینی را تصویب کنند که سود آنها را تضمین کند، حتی اگر به ضرر مردم باشد.
-
کمیتههای اقدام سیاسی (Super PACs): این نهادها اجازه دارند مبالغ نامحدودی را از ثروتمندان دریافت کرده و در انتخابات هزینه کنند. این یعنی سیاستمداران عملاً کارمندان اسپانسرهای مالی خود هستند، نه نمایندگان مردم.
۲. پدیده «درب گردان» (Revolving Door)
این اصطلاح به جابجایی مداوم افراد بین نقشهای قانونگذاری و نقشهای اجرایی در شرکتهای خصوصی اشاره دارد.
-
مثال: یک ژنرال ارتش پس از بازنشستگی بلافاصله به عنوان عضو هیئت مدیره یک شرکت اسلحهسازی مشغول به کار میشود، یا رئیس سازمان غذا و دارو (FDA) پس از پایان دوره مسئولیت، مشاور ارشد شرکتهای داروسازی (مانند فایزر) میشود. این چرخه باعث میشود مسئولین در زمان خدمت دولتی، هوای شرکتهای خصوصی را داشته باشند تا آینده شغلیشان تضمین شود.
۳. مجتمع نظامی-صنعتی (Military-Industrial Complex)
آیزنهاور (رئیسجمهور اسبق آمریکا) دههها پیش در مورد نفوذ خطرناک این جریان هشدار داد. اقتصاد آمریکا به شدت به جنگ وابسته است.
-
جنگافروزی برای سود: بسیاری از منتقدان معتقدند که آمریکا دائماً در حال ایجاد تنش در نقاط مختلف جهان (خاورمیانه، اوکراین و…) است تا کارخانههای اسلحهسازی خود را فعال نگه دارد. فساد در پنتاگون به حدی است که تریلیونها دلار بودجه گم میشود و حسابرسی دقیقی روی آن صورت نمیگیرد.
۴. فساد اخلاقی و شبکه نخبگان (پروندههایی مثل جفری اپستین)
(موضوع اخاذی و فساد اخلاقی)، ریشه در واقعیتهایی دارد که گهگاه افشا میشوند.
-
مصونیت قضایی: پرونده جفری اپستین (Jeffrey Epstein) یکی از تاریکترین نقاط تاریخ معاصر آمریکاست. او شبکهای از سوءاستفاده جنسی از کودکان برای ارائه به سیاستمداران، دانشمندان و چهرههای مشهور ایجاد کرده بود. مرگ مشکوک او در زندان و عدم انتشار لیست کامل مشتریان او (که گفته میشود شامل رؤسای جمهور و مقامات عالیرتبه بوده)، نشاندهنده نفوذ عمیق فساد در سیستم قضایی و اطلاعاتی است تا آبروی «سیستم» حفظ شود.
۵. رسانههای جریان اصلی (Media Manipulation)
تقریباً ۹۰٪ رسانههای آمریکا توسط ۶ ابرشرکت اداره میشوند. این انحصار باعث میشود که اخبار به نفع سیستم سانسور یا تحریف شود. فساد در اینجا به معنی «کنترل ذهن» است؛ جایی که حقیقت فدای منافع سیاسی میشود و مردم آمریکا اغلب از واقعیتهای جهان و جنایات دولت خود بیخبر نگه داشته میشوند.
فساد در آمریکا لزوماً به معنای رد و بدل کردن یواشکی پاکت پول نیست (هرچند آن هم وجود دارد)، بلکه به این معناست که کل ساختار قانونگذاری، قضایی و اجرایی به گونهای طراحی شده که ثروتمندان (الیگارشی) و لابیهای قدرتمند (مانند آیپک و شرکتهای بزرگ) بتوانند منافع ملی را ببلعند و در قبال جنایات خود پاسخگو نباشند.






دیدگاهتان را بنویسید