دکتر سید مصطفی خوشچشم، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل، ضمن عرض تسلیت به مناسبت ششمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، به بررسی تحولات اخیر جهان به ویژه ربایش رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش توسط آمریکا پرداختند. ایشان با تشریح دکترین مونرو و تلاش واشنگتن برای مقابله با نفوذ چین و دلارزدایی در حیاط خلوت خود، این اقدامات را نشانهای از افول آمریکا دانستند. دکتر خوشچشم همچنین با رد احتمال جنگ نظامی علیه ایران، سناریوی اصلی دشمن را جنگ ترکیبی، فعالسازی هستههای تروریستی و سوءاستفاده از مشکلات اقتصادی عنوان کردند.
اهداف راهبردی آمریکا در ونزوئلا؛ فراتر از نفت
آقای خوشچشم در تحلیل دلایل تمرکز آمریکا بر ونزوئلا بیان کردند که تحلیلهای سطحی مبنی بر نیاز صرف آمریکا به نفت این کشور یا انتقال آن به خلیج فارس صحیح نیست. موضوع بسیار بزرگتر و راهبردیتر است. اگرچه ونزوئلا ذخایر عظیم نفتی (حتی بیشتر از عربستان) دارد، اما تولید فعلی آن حدود یک میلیون بشکه در روز است که عمدتاً به چین صادر میشود. حتی با سرمایهگذاری ۸۰ میلیارد دلاری آمریکا در بازه زمانی ۹ تا ۱۵ سال، تولید آن به سه میلیون بشکه میرسد که تنها یکدهم تولید خلیج فارس است و نمیتواند جایگزین آن شود.
ایشان تأکید کردند که مسئله نفت تنها بخش کوچکی از پازل کنترل چین و جهان توسط آمریکاست. نفت ونزوئلا سنگین است و هر پالایشگاهی قادر به تصفیه آن نیست؛ هرچند آمریکا پالایشگاه مصادره شده «آشور» را در اختیار دارد. اصل ماجرا به مداخله بیش از ۲۰۰ ساله آمریکا در آمریکای لاتین و دکترین مونرو بازمیگردد که بر اساس آن، قاره آمریکا حیاط خلوت ایالات متحده محسوب شده و نفوذ سایر قدرتها در آن ممنوع است.
چرخش آمریکا به نیمکره غربی و مقابله با چین
دکتر خوشچشم با اشاره به سند امنیت ملی آمریکا، تصریح کردند که واشنگتن با پذیرش تلویحی افول قدرت خود در نیمکره شرقی (به دلیل حضور قدرتمند چین، روسیه، هند و ایران)، تمرکز خود را بر تسلط کامل بر نیمکره غربی گذاشته است. آمریکا به دلیل بدهی ۳۰ تریلیون دلاری و مشکلات اقتصادی داخلی، توان هزینه کردن تریلیونها دلار برای جنگ در شرق را ندارد.
ایشان افزودند که چین با طرح «یک کمربند، یک جاده» هزاران میلیارد دلار در آمریکای لاتین سرمایهگذاری کرده است. ونزوئلا نفت خود را نه به دلار، بلکه به «یوان» به چین میفروشد و این یعنی ضربه اساسی به هژمونی دلار. با توجه به اینکه عربستان و سایر کشورها نیز در حال فاصله گرفتن از دلار هستند (De-dollarization)، آمریکا با خطر فروپاشی ارزش دلار و تورم بزرگ مواجه است که مسئلهای امنیتی و موجودیتی برای این کشور محسوب میشود.
اهمیت راهبردی کانال پاناما و قانون جنگل
این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کردند که ترامپ پیش از ونزوئلا، سراغ پاناما رفت. دلیل این امر وجود یکی از هفت آبراه استراتژیک جهان، یعنی کانال پاناما بود که عملیات آن به چینیها واگذار شده بود. ترامپ با تهدید به لشکرکشی و اشغال خاک پاناما، آنها را وادار کرد قرارداد با چین را لغو کنند. پس از پاناما، نوبت به ونزوئلا، کوبا، نیکاراگوئه و حتی کلمبیا میرسد.
به گفته آقای خوشچشم، نظم جهانی پیشین فروپاشیده و آمریکا اکنون علناً و بدون نیاز به بهانههایی مانند مصوبات شورای امنیت، به اقدامات یکجانبه روی آورده است. دزدیدن رئیسجمهور یک کشور (مانند اتفاقی که برای مادورو افتاد و پیشتر در سال ۱۹۸۹ در پاناما و ۲۰۰۴ در هائیتی رخ داد) نشاندهنده حاکمیت قانون جنگل است.
سناریوهای پیشروی ونزوئلا پس از ربایش مادورو
آقای خوشچشم درباره وضعیت فعلی ونزوئلا تشریح کردند که با وجود ربایش مادورو، شاکله نظام همچنان پابرجاست. ایشان چند سناریو را محتمل دانستند:
- تسلیم و فروپاشی: نظام حاکم تسلیم شده و اپوزیسیون قدرت را در دست بگیرد (که تاکنون رخ نداده است).
- مقاومت منفی: عدم حمله متقابل اما عدم تسلیم. در این صورت آمریکا با بمباران مراکز حساس، سعی در حذف سران باقیمانده خواهد کرد.
- جنگ متقابل: اگر ونزوئلا پاسخ نظامی دهد، جنگ سختی درخواهد گرفت. آمریکا وارد جنگ زمینی نخواهد شد زیرا به باتلاقی فرسایشی تبدیل میشود، اما حملات هوایی گستردهای انجام خواهد داد.
شهادت سردار سلیمانی؛ نماد تروریسم دولتی آمریکا
در بخش دیگری از سخنان، دکتر خوشچشم به سالروز شهادت سردار سلیمانی اشاره کردند. ایشان یادآور شدند که سردار سلیمانی نه در میدان جنگ، بلکه با دستور مستقیم رئیسجمهور آمریکا و طی یک عملیات تروریستی در فرودگاه بغداد به شهادت رسید. شهید سلیمانی کسی بود که منطقه را از شرارت داعش نجات داد؛ داعشی که خود آمریکاییها به ایجاد آن اعتراف کرده بودند.
تحلیل وضعیت ایران: چرا آمریکا حمله نظامی نمیکند؟
دکتر خوشچشم در پاسخ به تهدیدات و شایعات جنگ علیه ایران، قاطعانه بیان کردند که آمریکا توان و اراده حمله نظامی به ایران را ندارد. ایشان توضیح دادند که آمریکا برای حمله نظامی دو سوال کلیدی دارد:
- آیا ایران به سمت ساخت بمب اتم میرود؟
- آیا ایران تنگه هرمز یا راکتور دیمونا را هدف قرار میدهد؟
از آنجا که پاسخ ایران به این موارد در عمل بازدارنده بوده و آمریکا میداند در صورت حمله، ایران «به سیم آخر» خواهد زد، گزینه نظامی منتفی است. ایشان اشاره کردند که حتی اسرائیل نیز پس از عملیات وعده صادق، به جای هدف قرار دادن پالایشگاههای اصلی ایران، عملیات محدودی انجام داد زیرا از واکنش ویرانگر ایران (مانند نابودی زیرساختهای انرژی حیفا) هراس داشت.
طراحی جنگ ترکیبی و اغتشاشات داخلی
آقای خوشچشم سناریوی اصلی دشمن علیه ایران را یک طراحی ۶ مرحلهای دانستند:
- زدن توان هستهای.
- اضمحلال توان نظامی و موشکی.
- ایجاد اغتشاشات گسترده.
- ورود گروههای تروریستی از خارج و فعالسازی هستههای خفته داخلی.
- تثبیت خطوط درگیری برای تجزیه.
- زیرساختها.
ایشان تأکید کردند که دشمن چون در مراحل اولیه شکست خورده و نتوانسته اغتشاشات چند برابری سال ۱۴۰۱ را ایجاد کند، اکنون با «عدد پایین اغتشاش» سعی دارد با وارد کردن گروههای تروریستی و ایجاد درگیری مسلحانه (مانند تصاویر منتشر شده از برخی شهرها)، فضا را امنیتی کرده و ایران را پای میز مذاکره بکشاند.
لزوم هوشمندی اقتصادی و پرهیز از تضعیف داخلی
در پایان، دکتر خوشچشم به مسئله اقتصاد و «جراحی اقتصادی» اشاره کردند. ایشان بیان کردند که در شرایط جنگ ترکیبی و تغییر نظم جهانی، توانمندسازی اقتصادی و نظامی از نان شب واجبتر است. ایشان به دولت توصیه کردند که پیش از هرگونه جراحی اقتصادی (مانند افزایش قیمت بنزین یا حذف ارز ترجیحی)، توان جامعه را بسنجند.
ایشان تصریح کردند: «زمانی که رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد اختلافنظر دارند، نباید دست به جراحی زد. اگر مسیر اشتباه است باید بازگشت و اگر تیم اقتصادی ناهماهنگ است، باید تغییرات سریع انجام شود تا وضعیت معیشتی مردم بهبود یابد و بهانه به دست دشمن داده نشود.»






دیدگاهتان را بنویسید