در آشوب دنیای امروز، نیاز به آرامش، نیازی حیاتی است؛ زیرا تصمیمات درست، تفکر صحیح و تحلیل منطقی تنها در سایه آرامش ممکن است. حجةالاسلام والمسلمین عباسی بیان کردند که راهبرد اساسی قرآن برای رسیدن به این آرامش، تنها و تنها «یاد خدا» است. در این نوشتار، با استناد به آیات کلیدی قرآن، تنها نسخه تضمینشده برای فرار از اضطراب و رسیدن به طمأنینه قلوب معرفی میشود.
حجةالاسلام والمسلمین عباسی فرمودند: یکی از نیازهای اصلی ما و همه مردم در شرایط فعلی، نیاز به آرامش است. انسان در وضعیتی که آرام است، هم درست تصمیم میگیرد، هم درست فکر میکند و هم درست تحلیل میکند؛ اما وقتی ناآرام، بیقرار، مضطرب و تحت سلطه ترس باشد، درست فکر نمیکند، درست تحلیل نمیکند، درست تصمیم نمیگیرد و درست رفتار نمیکند. هر کسی در هر موقعیتی که هست، با هر سمت و مسئولیتی که دارد، باید به فکر آرامش خودش و آرامش دیگران باشد؛ باید به دنبال راهی باشد که خودش را آرام کند و بتواند دیگران را آرام کند؛ چه پدر باشد، چه مادر، امام جماعت مسجد باشد یا یک بزرگتر فامیل، مسئولیت کوچک داشته باشد یا مسئولیت بزرگ، در هر حالی باید به این نکته فکر کند: چگونه آرام شوم و چگونه آرام کنم؟
راهبرد اساسی قرآن برای آرامش
اگر از منظر قرآن بخواهیم به این سؤال پاسخ دهیم، بدون شک و شبههای باید بگوییم راهبرد اساسی قرآن درباره آرامش یک چیز است و فقط یک چیز؛ راهبرد اساسی قرآن برای آرام کردن دلها فقط و فقط یاد خدا است.
در آیه ۲۷ سوره رعد، در انتهای آیه، خداوند میفرماید: «وُهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ» (اشاره به هدایت اهل انابه). خدا کسی را که اهل اَنابه است به سوی خودش هدایت میکند. در این جمله یک کلمه وجود دارد که باید خوب معنا شود: «اَنابه» یعنی کسی که پشت سر هم رجوع میکند، برمیگردد؛ یعنی همش در حال رفت و آمد در خانه خداست. هر اتفاقی میافتد، هر درخواستی دارد، در هر شرایطی که قرار میگیرد، محل رجوعش خداست؛ خانه اصلیاش خانه خداست و جایی غیر از آن جا نمیرود.
ویژگی اهل انابه و نسخه انحصاری آرامش
ایشان ادامه دادند: ویژگی منیبها (اهل انابه) که در آیه ۲۸ همین سوره توصیف میشود، چیست؟
۱. ایمان: کسانی که ایمان آوردند.
۲. آرامش قلبی با ذکر خدا: «و تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ». به این نکته توجه کنید! اینجوری نیستش که آرامش چند تا راه داشته باشد و یکیاش ذکر خدا باشد و کسانی که اهل انابه هستند، ذکر خدا را انتخاب کرده باشند. خیر! تنها راه آرامش، ذکر خدا است. چرا این را میگویم؟ سریع بعدش خدا میفرماید: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». حواسها جمع! فقط با ذکر خداست که دلها آرام میشود.
فکر نکنید آنهایی که اهل انابه هستند، یک راهی را انتخاب کردهاند برای پیدا کردن آرامش و اسمش ذکر خداست و عده دیگری میروند سراغ یک راه دیگر. فکر نکنید چند تا راه داریم! کسانی که اهل انابه هستند، بهترینش را انتخاب کردهاند؟ نه! کسانی که اهل انابه هستند، تنها راه آرامش را پیدا کردهاند: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». فقط با یاد خدا دلها آرام میشود.
بابا، این دل را خدا آفریده؛ خالق این دل خداست. خداست که به ما میتواند بگوید این دلی که من خلق کردم چطور بیقرار میشود و چطور آرام میشود. همین خدا آمده به ما نسخه را داده: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».
انحصار در «ذکر الله» و پیامدهای اعراض
ایشان در توضیح ادبیات آیه فرمودند: این را از کجای آیه درآوردید؟ این در ادبیات عرب کاملاً مشخص است. وقتی چیزی که باید بعداً بیاید، قبلاً میآید، فایدهاش رساندن معنای حصر است. شما در نماز میگویید: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»، یعنی «ما فقط تو را میپرستیم و فقط از تو یاری میگیریم». چرا؟ به خاطر اینکه «إِيَّاكَ» (تو را) مفعول است و مفعول باید بعد از فعل بیاید. عرب وقتی میخواهد انحصار را برساند، این کار را انجام میدهد. راز آرامش، یاد خداست و فقط یاد خداست.
حالا کسی که از یاد خدا اعراض میکند چه بلایی سرش میآید؟ «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا» (آیه ۱۲۴ طه). هر کسی از یاد خدا رو برگرداند، او زندگی تنگی خواهد داشت. اگر تمام شرایط برایش ویژه باشد و همه مسائل دنیایی و مادیاش به راه باشد، اما از یاد خدا اعراض کند، زندگی برایش تنگ میگیرد.
نسخه عاشقانه: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»
آقا وسط میدان جنگ ما داریم امتحان پس میدهیم. نکند اعتقادمان به این حرفهایی که گفتیم و شنیدیم کم شده باشد! اونی که صدای پدافند میشنوی، اونی که صدای شلیک میشنوی، حواست هست وسط معرکه مبارزه داری امتحان پس میدهی؟ نکند دلت را بند کنی جایی غیر از درِ خانه خدا! یاد خدا باش! چه میشود؟ وقتی من یاد خدا هستم، دلم آرام میشود. آیه ۱۵۲ سوره بقره جواب داده است.
این آیه خیلی قشنگ است، چند کلمه است؟ دو کلمه است. اگر به شما گفتند یک جمله خیلی کوتاه، دلبرانه از خدا برایمان بگو، سریع آیه ۱۵۲ سوره بقره را بگو: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ». شما به یاد من باشید، من هم به یاد شما خواهم بود. این ذکری است خاص؛ اینکه خدا به یاد ماست، ذکر خاص خداست. وقتی من به یاد خدا هستم، خدا به یاد شخص من است؛ معلوم است که دلم آرام میشود.
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ» را اگر خودمونیتر معنا کنیم: «شما حواستان به من باشد، من حواسم به شما هست. شما حواستان جمع من باشد، خیالتان راحت باشد، من حواسم جمع شما میشود.» آقا خدا حواسش جمع من است، من چه میخواهم دیگر؟ این جمله، جمله عاشقانه است و چقدر دل میبرد. این خودش ذکر است.
ذکر، نسخه عملی برای بیقراری
ایشان فرمودند: این آیه ۲۸ رعد و آیه ۱۵۲ بقره، هر دو «ذکر» هستند. اینها را به عنوان یک نسخه میتوان به کسی که بیقرار است، میترسد، اضطراب دارد، داد: آیه ۲۸ رعد را با توجه به معنایش تکرار کن: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». و آیه ۱۵۲ بقره را تکرار کنیم: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ».
چطور میشود شکر این نعمت را به جا آورد؟ نمیشود! وقتی مشغول ذکر خدا شدی، همین که در ذهنت میگویی «خدا هست»، «خدا تواناست»، «خدا عالم و داناست»، این میشود یاد خدا. همین که در ذهنت میگویی «خدا رحیم و مهربان است»، این میشود بخشی از ذکر خدا.
روایت امیرالمؤمنین (ع) درباره محبت الهی با ذکر
حجةالاسلام عباسی یک روایت دلبرانه از امیرمؤمنان علی (ع) را نقل کردند: «إِذَا رَأَيْتَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُؤْنِسُكَ بِذِكْرِهِ فَاعْلَمْ أَنَّهُ يُحِبُّكَ»؛ وقتی دیدی خدای سبحان تو را با ذکر خودش مأنوس کرده، بدان که دوستت دارد. چقدر این دل را آرام میکند!
خلاصه بحث این شد: یک راه بیشتر برای آرامش نیست؛ خودتان را معطل نکنید، بقیه را هم معطل نکنید. غرق ذکر خدا شوید. غرق ذکر خدا شدن یعنی دائم به یاد خدا و صفات خدا باشید. وقتی قرآن میخوانی، وقتی در قرآن تدبر میکنی، وقتی به آیه «إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» میرسی و مکث میکنی، یعنی مشغول ذکر خدا شدهای. اینها اثرش کم نیست؛ اصلیترین نسخه همین است. فقط تداوم بدهید، متوقف نشوید.
دوباره آن دو ذکر را تکرار میکنیم:
۱. آیه ۲۸ سوره رعد: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
۲. آیه ۱۵۲ سوره بقره: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»

دیدگاهتان را بنویسید